فاجعه عطش در هفت‌تپه؛ ریشه‌های بحران معیشتی و اجتماعی در عدم تخصیص حقابه هفت تپه

شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه، نامی آشنا برای هر ایرانی که با تاریخ و اقتصاد این سرزمین گره خورده است،اولین شرکت تولید شکر از نیشکر که در سالیان گذشته به دلیل سوء مدیریت،با بحران های اجتماعی و معیشتی همراه بود، اکنون پس از چهار سال که با آرامش و رونق تولید به وجود آمده که مرهون ورود شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی در هفت تپه است، متأسفانه این روزها به جای تداعی سرسبزی و رونق، با بحرانی عمیق و دردناک دست و پنجه نرم می‌کند، *بحران آب!*

عدم تخصیص حقابه‌ی این شرکت که شریان حیاتی مزارع وسیع نیشکر است، نه تنها به نابودی تدریجی کشاورزی در این منطقه منجر شده، بلکه سایه‌ی سنگین خود را بر معیشت هزاران کارگر و آینده‌ی اجتماعی منطقه‌ای با پتانسیل عظیم انداخته است.
تصور کنید، مزارعی که روزی از سرسبزی و طراوت می‌درخشیدند، اکنون در زیر آفتاب سوزان خوزستان، تشنه و بی‌رمق به خشکی می‌گرایند. این تنها یک تصویر نیست، بلکه واقعیت تلخی است که کارگران نیشکر هفت‌تپه هر روز با آن مواجه‌اند. وقتی صحبت از نابودی مزارع نیشکر می‌شود، این تنها از بین رفتن یک محصول کشاورزی نیست، بلکه تخریب زندگی، امید و آینده‌ی مردمی است که سال‌هاست با این خاک و محصول پیوند خورده‌اند.

در میان گستره‌ی تشنه مزارع، صدایی بغض‌آلود و در عین حال پر از نگرانی به گوش می‌رسد. آقای سرخه یکی از کارگران آبیار با سابقه‌ی هفت‌تپه، با چشمانی پر از اشک و دستی که از فرط کار و نگرانی خسته شده، می‌گوید: “قصه پُرغصه‌ی بحران آب در هفت‌تپه تمامی ندارد! ما دیگر خسته شده‌ایم از دیدن این خشکی. اگر آب نباشد، دیگر نیشکری نیست که برداشت کنیم. اگر نیشکری نباشد، چطور زندگی کنیم؟ ما فقط نگران معیشتمان نیستیم، نگران آینده فرزندانمان هستیم. مسئولین باید این را درک کنند که آب برای ما فقط مایه ی حیات نیست، بلکه تمام زندگی ماست.

این تنها یک گلایه ساده نیست، فریاد دردمند هزاران خانواده‌ای است که زندگی‌شان به سرنوشت این مزارع گره خورده است. کارگران نیشکر هفت‌تپه به شدت نگران معیشت خود هستند. آن‌ها می‌دانند که نابودی مزارع، به معنی بیکاری، فقر و فروپاشی نظام اجتماعی منطقه‌ای است که سال‌ها بر پایه‌ی این صنعت استوار بوده است. انتظار آن‌ها از مسئولین واضح است؛ فورا نسبت به رفع این چالش و جلوگیری از وارد شدن خسارت‌های جبران‌ناپذیر به هفت‌تپه و آینده‌ی معیشتی کارگران جلوگیری نمایند.

عدم تخصیص حقابه به هفت‌تپه، تنها به یک خشکسالی طبیعی تقلیل پیدا نمی‌کند. این یک بحران مدیریتی است که پیامدهای آن به مراتب عمیق‌تر و مخرب‌تر از یک پدیده‌ی طبیعی است. زمانی که چرخ‌های تولید در هفت‌تپه از حرکت بازمی‌ایستند، نه تنها شکر تولید نمی‌شود، بلکه صنایع جانبی مرتبط با نیشکر نیز به تدریج دچار رکود می‌شوند. این زنجیره، اثرات دومینوواری را در اقتصاد منطقه ایجاد می‌کند؛
هزاران کارگر مستقیم و غیرمستقیم شغل خود را از دست می‌دهند. این موج بیکاری، به فقر، افزایش آسیب‌های اجتماعی و مهاجرت اجباری منجر خواهد شد.
خانواده‌هایی که تنها منبع درآمدشان از طریق هفت‌تپه تأمین می‌شد، به زیر خط فقر سقوط می‌کنند. این امر می‌تواند به افزایش نابرابری‌های اجتماعی و نارضایتی‌های عمومی دامن بزند.
ناامیدی از آینده، استرس‌های مالی و فروپاشی ساختارهای اجتماعی، می‌تواند به مشکلات روانی، افزایش جرم و جنایت و کاهش سرمایه اجتماعی منجر شود.
تاسیسات عظیم و سرمایه‌گذاری‌های صورت گرفته در هفت‌تپه، در صورت عدم استفاده و تخریب مزارع، به مرور زمان فرسوده شده و از دست می‌روند.

قصه ی پُرغصه ی بحران آب در هفت‌تپه تمامی ندارد. این جمله، خلاصه‌ای دردناک از وضعیت فعلی است. معیشت کارگران و آینده هفت‌تپه در گرو تأمین حقابه است. این یک حقیقت غیرقابل انکار است. اگر مسئولین ذیربط هرچه سریع‌تر به این بحران حیاتی رسیدگی نکنند و حقابه این شرکت را به طور کامل و منظم تأمین ننمایند، نه تنها شاهد نابودی یک صنعت استراتژیک در کشور خواهیم بود، بلکه با یک فاجعه‌ی انسانی و اجتماعی عظیم در منطقه‌ای مواجه خواهیم شد که سال‌ها مهد تولید و تلاش بوده است.
زمان برای اقدام رو به اتمام است. آیا مسئولین قادر خواهند بود با تدبیر و قاطعیت، این بحران را مدیریت کرده و بار دیگر صدای امید را در مزارع تشنه هفت‌تپه طنین‌انداز کنند؟ یا اینکه اجازه خواهند داد که هفت‌تپه، این نگین سبز خوزستان که پس از ورود مدیریت جهادی شرکت توسعه نیشکر به تازگی رنگ آرامش را گرفته، قربانی بی‌توجهی‌ها و سوءمدیریت‌ها در منابع آبی شود؟
این پرسشی است که تاریخ پاسخ آن را خواهد داد.